به گزارش کردپرس، مرکز مطالعات کردی در تحلیلی تازه به بررسی روند خروج تدریجی آمریکا از سوریه و پیامدهای آن برای کردها، دولت دمشق و توازن قدرت منطقهای پرداخته و میگوید واشنگتن در دوره دوم ریاستجمهوری دونالد ترامپ توانست سه مانع اصلی خروج از سوریه شامل: مهار نفوذ کشورهای خارجی، انتقال بخشی از مسئولیت مبارزه با داعش و تعیین تکلیف آینده نیروهای دموکراتیک سوریه (SDF) و مناطق کردنشین شمالشرق سوریه را بهصورت همزمان مدیریت کند.
این تحلیل میگوید دولت ترامپ از ابتدای دور دوم ریاستجمهوری خود به این جمعبندی رسید که ساختار متمرکز در دمشق، بیش از الگوی چندقطبی یا فدرالی، با منافع آمریکا و متحدان منطقهای آن همخوانی دارد. در همین چارچوب، تام باراک، فرستاده ویژه آمریکا در امور سوریه، آشکارا ایده تبدیل شدن «قسد» به یک قدرت سیاسی و نظامی مستقل یا موازی با دولت احمد الشرع را رد کرد و بر ضرورت ادغام نهادهای اداره خودگردان در ساختار دولت مرکزی سوریه تأکید داشت.
به نوشته مرکز مطالعات کردی، این رویکرد با حمایت ترکیه و برخی کشورهای عربی همراه شد، زیرا این کشورها نگران تثبیت یک ساختار کردی خودمختار در شمالشرق سوریه بودند. در مقابل، اسرائیل در ابتدا نسبت به خروج آمریکا و گسترش نفوذ دمشق در شرق سوریه تردید داشت، اما پس از شکلگیری تفاهمات امنیتی جدید، مخالفت تلآویو نیز تا حد زیادی فروکش کرد.
این تحلیل همچنین به اختلافات داخلی در دولت نخست ترامپ اشاره میکند که مقامهایی چون جان بولتون، جیمز ماتیس و لیندسی گراهام با خروج کامل نیروهای آمریکایی از سوریه مخالف بودند و هشدار میدادند که چنین اقدامی میتواند به بازگشت داعش، افزایش نفوذ برخی کشورها و حمله ترکیه به کردها منجر شود. با این حال، تحولات سالهای اخیر، از جمله سقوط حکومت بشار اسد و عقبنشینی برخی کشورها از سوریه، شرایط را به سود راهبرد خروج آمریکا تغییر داد.
مرکز مطالعات کردی معتقد است واشنگتن برای جلوگیری از درگیری گسترده میان دمشق و کردها، سیاست تفکیک میان «حمایت از کردها» و «حمایت از قسد» را در پیش گرفت. بر همین اساس، آمریکا ضمن تشویق طرفین به مذاکره، تلاش کرد روند ادغام نیروها و نهادهای اداره خودگردان در ساختار دولت سوریه را تسهیل کند.
در این چارچوب، توافقات صورتگرفته در اوایل سال ۲۰۲۶، از جمله تفاهمات مرتبط با استقرار نیروهای دولت سوریه در دیرالزور و رقه، بخشی از روندی توصیف شده که هدف آن کاهش هزینههای حضور آمریکا و آمادهسازی زمینه خروج نهایی نیروهای این کشور از سوریه بوده است.
به باور مرکز مطالعات کردی، تام باراک در این روند نقش محوری ایفا کرده و عملاً به هماهنگکننده سیاست آمریکا در سوریه، ترکیه، عراق و لبنان تبدیل شده است. این تحلیل تأکید میکند که موفقیت واشنگتن در خروج از سوریه تا حد زیادی نتیجه مدیریت همزمان پروندههای امنیتی، کردی و منطقهای از سوی او بوده است.
در جمعبندی این تحلیل آمده است که نگاه دونالد ترامپ به سوریه همچنان تغییری نکرده و او این کشور را عرصهای پرهزینه و فاقد اولویت اقتصادی برای آمریکا میداند. از این منظر، خروج تدریجی آمریکا از سوریه بخشی از راهبرد کلان ترامپ برای کاهش تعهدات مستقیم واشنگتن در خاورمیانه و واگذاری مدیریت بحرانها به بازیگران منطقهای تلقی میشود.

نظر شما